کارزار آب یخ - دست‌آوردها و چالش‌ها

کارزار سطل آب یخ
در هفته‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیسبوک پر شده است از ویدیوهای افرادی که یک سطل آب یخ را روی سرشان خالی می‌کنند؛ حرکتی که اگر برای اولین بار بیننده آن باشیم احتمالاً برایمان شگفت‌انگیز و جالب خواهد بود. مجموعه این ویدیوها، مربوط به کارزار «سطل آب یخ» است؛ کارزاری با هدف آگاه‌سازی نسبت به بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ای.ال.اس) که یک بیماری مربوط به دستگاه عصبی است.
هر فرد شرکت‌کننده در این کارزار، یک سطل آب یخ را در برابر دوربین، روی سر خود خالی می‌کند و سه نفر دیگر را به این کارزار دعوت می‌کند. کسی که به کارزار دعوت می‌شود، باید ظرف 24 ساعت یک سطل آب یخ روی سر خود بریزد و یا  100 دلار به حساب بنیادی که روی این بیماری فعالیت دارد کمک کند. در واقع جلب حمایت مالی، در کنار آگاه‌سازی، از اهداف این کارزار به شمار می‌آید.

این کارزار از کجا شروع شد؟
«چالش آب سرد» تقریباً از یک سال پیش در شبکه‌های اجتماعی در ایالات شمالی آمریکا باب شد و عمدتاً مربوط به جلب منابع مالی و افزایش آگاهی در مورد سرطان‌های مختلف بود. کم کم قضیه به تلویزیون هم کشید و برخی مجری‌های برنامه‌های تلویزیونی در آمریکا شروع به انجام این کار کردند. پس از آن، کریس کندی بازیکن گلف که از نزدیک شاهد دست و پنجه نرم کردن یکی از بستگانش با بیماری ای.ال.اس بود، برای اولین بار با هدف آگاه‌سازی در مورد این بیماری، سطل آب یخ را روی سر خود خالی کرد و سه نفر دیگر را به چالش ‌کشید. با گسترش این چالش، در عرض یک هفته بیش از 300 ویدیو در مورد ای.ال.اس پخش شد.
پس از آن، پیتر فریتس کاپیتان سابق تیم بیسبال کالج بوستون که خود مبتلا به این بیماریست و از ترویج‌گران شناخته شده حوزه آگاه‌سازی درباره بیماری ای.ال.اس نیز می‌باشد، به این کارزار پیوسته و شروع به توئیت کردن درباره آن کرد. ارتباطات او در جامعه دانشگاهی و ورزشی بوستون باعث گسترش سریع کارزار سطل آب یخ با تمرکز بر بیماری ای.ال.اس شد.

گستره کارزار
اگر عضو شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک باشید احتمالًا خودتان بهتر می‌دانید که چه طیف گسترده‌ای از افراد به این کارزار پیوسته‌اند، از میلیونرها و کارآفرینان مشهور مانند بیل گیتس بنیانگذار شرکت مایکروسافت، جف بزوس مدیر آمازون و بنیانگذار و مدیر فیس بوک مارک زوکربرگ گرفته تا هنرمندان و هنرپیشه‌هایی مانند شکیرا، جنیفر لوپز، برایان می، بن افلک، کیت هادسون، تام هنکس و تام کروز و ورزشکارانی مانند رافائل نادال، راجر فدرر، نیمار، کریستیانو رونالدو و دیوید بکام. جالب‌تر این که تعدادی از سیاستمداران هم به این کارزار ملحق شده‌اند.
در ایران نیز چهره‌های شناخته شده‌ای مانند علی کریمی، علی انصاریان، محسن یگانه، بهرام رادان، ترانه علی دوستی، رضا عطاران وهمایون شجریان نیز به این کارزار پیوسته‌اند.

چالش‌ها و انتقادها
مانند اکثر حرکت‌های اجتماعی، موج کارزار سطل آب یخ نیز واکنش‌های مختلفی را برانگیخته است که همه آنها مثبت و در حمایت از این کارزار نیستند. شاید در نگاه اول، مخالفت با کارزاری که برای کمک به یک بیماری خاص راه‌اندازی شده است کمی عجیب به نظر برسد اما باید به خاطر داشت که هر کارزاری با هر هدفی، هر چقدر انسان‌دوستانه، از نگاه تیزبین و منتقدانه دیگر ترویج‌گران و کنشگران در امان نخواهد بود.
مخالفان این کارزار از طیف‌های گوناگونی هستند و اعتراض خود را به این حرکت بر مبناهای متفاوت مطرح کرده‌اند. یکی از بحث‌های عمده علیه این حرکت، بحث ساده‌ سلامتی است؛ برخی کاربران فیسبوک و نیز تعدادی از اعضای جامعه پزشکان با اعتراض به این حرکت، تاکید می‌کنند که این کار می‌تواند برای سلامتی افراد خطر داشته و به ویژه باعث ایست قلبی در بیماران دارای فشار خون شود.
یکی دیگر از چالش‌ها علیه این کارزار، از طرف هنرپیشه آمریکایی و فعال حقوق حیوانات پاملا اندرسون مطرح شد. او که حاضر نشد در این کارزار شرکت کند، در پیامی به طرفداران خود روی فیسبوک خود نوشت که بررسی‌های او نشان داده است که تحقیقاتی که برای این بیماری در جریان است شامل آزمایش روی حیوانات و به ویژه موش‌ها می‌شود و به همین دلیل او در این کارزار شرکت نخواهد کرد چرا که خلاف حقوق حیوانات است. او از موسسات تحقیقاتی که روی این بیماری کار می‌کنند خواست که آزمایش روی جانوران را متوقف کنند و به نوعی از این فرصت برای رساندن پیام ترویجی خود استفاده نمود.
عده‌ بسیاری نیز از کاربران فیس بوک گرفته تا روزنامه‌نگاران، تحلیل‌گران و چهره‌های شناخته شده تلویزیونی، به این کارزار اعتراض کرده و معتقدند که این حرکت بیشتر به موجی برای خودنمایی منحرف شده و اهدای پول و آگاه‌سازی برای ای.ال.اس به حاشیه رانده شده است. عده‌ای از این منتقدان می‌گویند که اگر هدف آگاه‌سازی است چرا در اکثر این ویدیوها حتی چند جمله هم درباره این بیماری، نحوه خرج کردن پول و نحوه کمک به مبتلایان ای.ال.اس بیان نمی‌شود. در همین راستا، دسته دیگری از منتقدان به طور کلی این کارزار را زیر سئوال برده و معتقدند که حرکت‌هایی از این جنس که در فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی راه می‌افتند عمدتاً تنها به «کلیک‌بازی» می‌انجامد و در نهایت به جای کنشگری به بی‌کُنشی (اسلکتیویسم) منجر می‌شود. به زبان خودمانی، این دسته از منتقدان معتقدند که افراد با یک لایک زدن روی فیسبوک و یا با ریختن یک سطل آب روی سرشان دلشان خوش می‌شود و به همین بسنده می‌کنند، در حالی که در واقع هیچ کاری پیش نرفته است و هیچ چیز عوض نشده است. البته لازم به ذکر است که این نگاه نقادانه نسبت به تمامی کارزارهایی که هویت آنلاین دارند و در شبکه‌های اجتماعی پایه‌ریزی شده‌اند وجود دارد و تنها منحصر به این کارزار نیست.
خشکسالی در ایالت کالیفرنیای آمریکا نیز یکی دیگر از عوامل مهم اعتراض به این کارزار است. به گزارش یکی از روزنامه‌های این ایالت تا تاریخ 18 اوت، بیش از شش میلیون گالون آب روی سر مردم در سراسر آمریکا ریخته شده و هدر رفته است. به همین دلیل بسیاری از فعالان اجتماعی و مسئولین ایالتی در کالیفرنیا مردم را تشویق به اهدای پول به جای ریختن آب روی سرشان کردند. در ایران هم، خشکسالی و بحران آب، ریشه طیف عمده‌ای از اعتراضات وارده به این کارزار است. مثلًا رضا ساکی طنزنویس با پخش ویدیویی در فیسبوک خود، سطل آب را در کنار خود نگه داشته و با اشاره به بحران بی‌آبی، از کسانی که علاقمند به شرکت در این کارزار هستند می‌خواهد تا به جای ریختن آب، مبلغی را به بنیادهای مربوطه اهدا بکنند. در اعتراضی مشابه، هفته گذشته تعدادی از فعالان اجتماعی و میحط زیست در استان هنان چین در یک حرکت نمادین جلوی یکی از معابد اصلی این استان جمع شده و با بالا بردن سطل‌های خالی به بالای سرشان، به این کارزار اعتراض کرده و در مورد خشکسالی شدید این ایالت آگاه‌سازی کردند.

انعطاف و ابتکار در کارزار
کارزار سطل آب یخ برای عده‌ای تبدیل به یک نماد شد، نمادی از مبارزه با هر مسئله و مشکلی که آن‌ها مد نظر دارند. بنابراین، خیلی‌ها با نگاهی مفهومی به این کارزار و اعمال تغییراتی اندک در آن، سعی کردند پیام ترویجی خود را به گوش جهانیان برسانند.
برای مثال، مت دیمون هنرپیشه مشهور آمریکایی که از بنیانگذاران خیریه‌ای است که روی پاکسازی آب در کشورهای در حال توسعه کار می‌کند، با یک تیر دو نشان زده و یک سطل را پر از آب توالت کرده و با یادآوری این که طیف گسترده ای از مردم دنیا به آب سالم دسترسی ندارند، آن را روی سر خود خالی کرد. او در این ویدیو با اشاره به ای.ال.اس، از مخاطبین می‌خواهد که به بحران آب نیز توجه کنند.
در ابتکاری دیگر، یکی از فعالان اجتماعی ساکن غزه به جای این که آب یخ روی سر خود بریزد، یک سطل پر از خاک ویرانه‌های غزه که حاصل حملات اخیر اسرائیل است را روی سر خود ریخت و با این کار پیام خود را که حمایت از غزه است به گوش مخاطبان رساند. او در پیام خود از دیگران نیز می‌خواهد که در این کارزار شرکت کنند.
اورلاندو جونز، هنرپیشه امریکایی نیز با خالی کردن سطل فشنگ روی سر خود، مخالفتش را با خشونت اعمال شده در شهر فرگوسن، در مورد کشته شدن یک سیاهپوست توسط یک افسر پلیس اعلام کرد و نسبت به سکوت همگانی به این واقعه، اعتراض نمود.
در هند نیز به ابتکار یک خبرنگار اهل حیدرآباد، چالش سطل آب یخ تبدیل به چالش برنج شد؛ این کارزار از مردم هند می‌خواهد که به جای خالی کردن سطل آب روی سرشان، یک سطل برنج به کسی که نیازمند است، هدیه دهند. هم آهنگ بودن معادل انگلیسی این دو واژه (آیس: یخ- و رایس: برنج) به گسترش این پیام و محبوبیت سریع کارزار سطل برنج کمک کرده است.

دستاوردها
کارزار سطل آب یخ با همه عیب‌ها و ایرادهایش، دستاوردهای قابل توجهی در حیطه هدف تعریف‌شده‌اش داشته است. پیش از این‌که این کارزار رونق بگیرد و جهانی شود، بیماری ای.ال.اس خیلی شناخته شده نبود و کمتر کسی در عموم از وجود این بیماری آگاه بود. پس از به شهرت رسیدن کارزار سطل آب یخ، آگاهی عمومی در مورد ای.ال.اس افزایش یافته و کمک‌های مالی به این بیماری چندین برابر شده است. اگر بخواهیم موفقیت این کارزار را در جمع‌آوری کمک‌های مالی برای این بیماری با اعداد و ارقام بسنجیم، می‌توانیم به آمار اعانه‌های جمع‌آوری شده توسط انجمن ای.ال.اس آمریکا مراجعه کنیم که نشانگر افزایش قابل‌توجه کمک‌های مالی، پس از همه‌گیری کمپین است. موسسه توسعه درمان ای.ال.اس هم که از دیگر موسسات پیشرو در زمینه این بیماری است، افزایش ده برابری کمک‌های مالی دریافت شده را گزارش کرده است.
فارغ از این که با روش و هدف این کارزار موافق و یا مخالف باشیم، به نظر می‌رسد که این کارزار در فراگیر شدن و جلب مخاطب، موفق عمل کرده است و در رسیدن به اهداف مد نظرش تا حد زیادی موفق بوده است.

تهبه و تدوین: مدرسه پرتو
منبع ۱، منبع ۲
، منبع ۳، منبع ۴، منبع ۵، منبع ۶، منبع ۷، منبع ۸، منبع ۹، منبع ۱۰، منبع ۱۱، منبع ۱۲، منبع ۱۳
منبع عکس

 

نظرات

من این مطلب را خواندم به نظر من خیلی خوب تهیه شده است.
کارزار اب یک کمپین ترویجی است که هدف آن افزایش آگاهی مردم در خصوص یک نوع بیماری و جمع اوری کمک مالی است. هر دو هدف تحقق پیدا کرده است. نکته مهم این کمپین نوآوری آن است که باعث شد در عرض یکسال تبدیل به کمپین جهانی شود. شما به عنوان ترویجگر فکر می کنید چه ابتکار و نوآوری برای جلب نظر مردم به مشکلی که مورد توجه شما است بیشتر کارآیی دارد. با تمام انتقاداتی که به این کمپین وارد است ؛ نمی توان نوآوری و ارتباط این نوآوری با موفقیت وصول به اهداف تعیین شده کمپین را نادیده گرفت.

سلام
اصل موضوع و هدف این کمپین در آگاه سازی عموم و حمایت از بیماران مورد نظر، قابل تحسینه ولی در جهانی که یکی از بزرگترین بحرانهای آن کمبود آب است چرا نباید از روش دیگری برای رسیدن به این هدف استفاده کرد؟ به نظر من حتی در فعالیت های ترویجی هم باید تمام جوانب امر را بررسی و ارزیابی کرد تا رسیدن به یک هدف، موجب ایجاداثرات منفی بر روی جوامع دیگر نشود.
البته دور از انطاف است اگر موفقیت و نوآوری این کمپین را نادیده بگیریم.
به نظر من پوشیدن لباس های با شکل،رنگ و علامت مشخص و خاص که نشانه حامیان این بیماری است یکی از راه هایی است که می تواند جایگزین بهتری باشد.

سلام
من این مقاله رو مطالعه کردم مرسی از اطلاعاتی که دادید بنظر من این گروه در راه ترویج وآگاه سازی وهدف جمع آوری کمک مالی بسیار موفق بودند وایده ای بسیار جالب ارائه دادند درحالیکه بعضی از انتقادها نیز درست بوده
ولی رسیدن به هدفشان با این طرح بسیار مهم تراست بنظرمن