کارزار «با من بمان»

این روزها یک پروژه ترویجی در انگلستان تلاش دارد تا حق «ماندن خانواده در کنار بیماران مبتلا به دیمنشیا[1] در بیمارستان» را در انگلستان قانونی کند. اما این کمپین چطور یک مرتبه و ظرف تنها چند هفته در انگلستان فراگیر شد؟

داستان از این قرار است که نیکی جرارد، از تجربه پدرش که مبتلا به این بیماری بود، در روزنامه گاردین نوشت. او آنچه که بر پدرش، پس از بستری شدن و تنها ماندن در بیمارستان گذشته بود را روایت کرد. در پایان این مقاله او «کمپین جان» که درواقع نام پدرش بود را با پیام «با من بمان» معرفی کرد.

پدر نیکی، جان جرارد، چند سالی بود که از بیماری دیمنشیا رنج می‌برد. اما زندگی او تقریباْ به طور عادی ادامه داشت. به شهادت دخترش، زمانی که او برای درمان زخم‌ پا به بیمارستان مراجعه کرد «قوی، باتحرک و سالم بود، می‌توانست صحبت کند و خوشحال بود». چندی پس از بستری او در بیمارستان، ملاقات خانواده با وی، به دلیل شیوع نورو ویروس در بیمارستان (یکی از کشنده‌ترین ویروس‌ها در سال ۲۰۱۴)، تقریباْ قطع شد.

نیکی می‌گوید، بیماری که مبتلا به دیمنشیا است اگر در بخش بیمارستان، تنها به حال خود رها شود، هر چقدر هم که از نظر پزشکی خوب به او رسیدگی شود، لنگر شکننده‌ای که وی را به دنیای آشنا، امن و شناخته شده متصل کرده است، یک مرتبه رها می‌شود.

۵ هفته بستری در بیمارستان، که پدر نیکی بخش اعظمی از آن را در تنهایی و به دور از حضور مستمر خانواده سپری کرد، او را به اسکلتی تبدیل نمود که دیگر نه می‌دانست کجاست، نه دوستانش را می‌شناخت و نه حتی می‌دانست خودش کیست. به علاوه، از نظر فیزیکی نیز او نه می‌توانست بنشیند، نه غلت بزند، نه قدمی بردارد، نه حتی می‌توانست کلمات را به‌درستی بیان کند. وی پس از چند ماه درگذشت.

اما خانواده نیکی تنها کسانی نیستند که با عواقب این سیاست در بیمارستان‌های انگلستان مواجه شده‌اند. به گفته نیکی، بیمارستان‌های این کشور مملو از بیماران مبتلا به دیمنشیا هستند که جدا از خانواده و عزیزانشان در بخش‌‌های بیمارستان تنها مانده‌اند. صحنه‌هایی که او از این بخش‌ها روایت می‌کند واقعاْ تکان‌دهنده‌اند.

نیکی برای تشریح دلیل لزوم داشتن حق ماندن در کنار بیماران مبتلا به دیمنشیا مثال ساده‌ای می‌زند؛ نظام ملی سلامت انگلستان به پدران و مادرانی که کودکشان در بیمارستان بستری است، توصیه می‌کند که تا جایی که می‌توانند در کنار فرزندشان باشند. پزشکان و کارکنان بیمارستان‌ها نیز دریافته‌اند که حضور والدین در کنار کودکان باعث می‌شود کودکان راحت‌تر خود را با محیط بیمارستان تطبیق دهند. نیکی می‌گوید هما‌ن‌قدر که تنها گذاشتن کودکان در بیمارستان برای غیرقابل تحمل است، بیماران مبتلا به دیمنشیا نیز شرایط مشابهی دارند. آن‌ها نیز به اندازه کودکان آسیب‌پذیر هستند. به همان‌ اندازه هم می‌ترسند و در محیط ناآشنا مضطرب و گیج می‌شوند. این وضعیت بر روی شرایط ذهنی آن‌ها تاثیر بسیار مخربی می‌گذارد.

گرچه اجازه «ماندن خانواده کنار بیمار مبتلا به دیمنشیا» هنوز برای بیمارستان‌های انگلستان لازم‌الاجرا نشده است اما این کمپین توانسته است توجه افکار عمومی را به خوبی در این مدت به خود جلب کند و تعداد بسیاری از سیاست‌مداران بلند‌پایه انگلستان، از جمله دیوید کامرون ـ نخست وزیر بریتانیا ـ را نیز با خود همراه کرده است.

 

منبع

 


[1] زوال عقل که آلزایمر یکی از شایع‌ترین انواع آن است‌

 

نظرات

در13مردادامسال مشخص شد که خواهر52 ساله ام دارای دوتومور بزرگ بدخیم نوع 3مغزی میباشد که مخل راه رفتن اوست بلافاصله دربیمارستان بستری وفردای آنروز موردجراحی یکطرف مغز وخروج یک تومورشد وپس از بهوش آمدن سه روزبعد موردعمل دوم وبرداشتن تومور دوم قرار گرفت دربین دوعمل دچار سکته مغزی شدید شدوبمدت بیست روز درکما بودوپس از بهوش آمدن وانتقال بمنزلیکهفته پس از کما، یک زندگی گیاهی داشت که فقط چشمها ویک انگشت دست تکان داده میشد ودرتمام بدن هیچ حسی نداشت ولی با حمایت 24 ساعته خواهران وهمسر وفرزندان وکل خانواده وگرفتن پرستار ومتخصص فیزیوتراپی درمدت دوماه ونیم شروع براه رفتن نمود وپس از 4 ماه تمام کارهایش را خودش انجام میدهد وآشپزی میکند وبنا بگفته جراح متخصص مغز واعصاب وپزشک فیزیوتراپ موفقیت بیمار را ناشی از حمایت خالصانه تمامی خانواده وکمک به وی میدانند