ترویج ورزش و فعالیت بدنی در زنان – قسمت دوم

پروژه‌هایی برای ترویج ورزش زنان
در این قسمت از مقاله، نگاهی داریم به چند پروژه قابل اجرا برای ترویج ورزش زنان.

برنامه‌های آموزشی: از مدارس شروع کنیم
بسیاری از ما در دوران تحصیل خود، بارها و بارها در زنگ ورزش به جای این که ورزش کنیم، ریاضی و علوم خواندیم؛ بنابراین خیلی جای تعجب ندارد اگر در بزرگسالی ورزش نمی‌کنیم. یکی از راه‌های ترویج ورزش و ساخت فرهنگ ورزش کردن، آموزش کودکان و نوجوانان و ترویج تحرک بدنی در میان آنان است. در دهه‌های اخیر در اقصی نقاط دنیا، افراد و سازمان‌های زیادی روی این نوع پروژه‌ها کار کرده‌اند.
یکی از پروژه‌های جالب ترویجی که در این زمینه انجام شده است، برنامه «بُدو دختر! بُدو!» است که توسط بنیاد ورزش زنان در آمریکا اجرا می‌شود. این برنامه آموزشی، با هدف ترویج و گسترش ورزش زنان از سال 2001 میلادی شروع شده و گروه مخاطب آن دختران مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان هستند. مجریان این پروژه، برنامه‌های آموزشی متنوعی را در اختیار مدارس و سازمان‌های غیردولتی که روی حوزه ورزش دختران کار می‌کنند، قرار می‌دهند. با این هدف که این برنامه‌ها ابزاری شوند که دختران از طریق آن‌ها بهتر و موثرتر با فعالیت‌های بدنی آشنا شوند و به انجام آن‌ها عادت کنند. در ضمن، این موسسه از دختران ورزشکارِ واجد شرایط، حمایت‌های مالی می‌کند تا موفقیت آن‌ها بهتر تضمین شود. افرادی که از این موسسه حمایت مالی دریافت کرده اند در طی سال‌ها، در شبکه فارغ التحصیلان این موسسه قرار گرفته و تشویق می‌شوند تا به ترویج ورزش برای دختران کودک و نوجوان بپردازند.
مثالی دیگر از این قبیل پروژه‌های آموزشی که با هدف ترویج ورزش در میان زنان راه اندازی شده است، پروژه توانمندسازی زنان از طریق ورزش توسط «شبکه زنان افغان» است. این شبکه که شامل 97 تشکل غیردولتی (NGO) حوزه توانمندسازی زنان است، بخشی از فعالیت‌های خود را بر ترویج ورزش از طریق آموزش به زنان جوان و کودکان متمرکز کرده است. این شبکه با چهار مدرسه در شهر جلال آباد (افغانستان) و پیشاور (پاکستان) کار می‌کند و به آن‌ها والیبال آموزش می‌دهد. سپس مسابقاتی بین مدارس تحت پوشش این شبکه برگزار می‌شود.

پروژه‌های آگاه‌سازی
در تحقیقاتی که توسط محققان و کارشناسان حوزه تربیت بدنی در کشور ما ایران صورت گرفته است، از موانع فرهنگی و قانونی، باورهایی چون ورزش فقط برای مردان است و نگرانی از نگرش منفی دیگران نسبت به زنان ورزشکار، به عنوان بخشی از موانع موجود بر سر راه ورزش زنان نام برده شده است. به علاوه، عواملی چون عدم حمایت خانواده، عدم حمایت رسانه‌ها و عدم توجه مسئولین به ورزش هم از جمله موانع اجتماعی برای ورزش زنان شناخته شده‌اند.
ابزارهای ترویج و حمایت‌گری برای هر یک از موارد فوق راه حلی پیشنهاد می‌دهد؛ راه حلی که توسط ترویج‌گران حوزه ورزش زنان در ایران و سایر نقاط جهان به کار گرفته شده و در بسیاری از مواقع تاثیرگذار بوده است. برای مثال، اگر مورد «عدم آگاهی» را در نظر بگیریم، می‌توانیم پروژه‌هایی با اشکال مختلف و با توجه به ظرفیت و توانایی تیم خود، برای گروه مخاطبین موردنظر با هدف افزایش آگاهی طراحی کنیم.
برای مثال، برنامه آگیتا در ایالت سائوپائولوی برزیل با هدف افزایش فعالیت فیزیکی در میان ساکنین این ایالت طراحی و اجرا شده است. طراحان این برنامه بر این باورند که افزایش آگاهی ساکنین سائوپائولو درباره ورزش و اهمیت آن در نهایت به افزایش فعالیت فیزیکی می‌انجامد. بنابراین، کسر بزرگی از فعالیت‌های این پروژه روی آگاه‌سازی تمرکز داشته‌ است. البته این برنامه محدود به ورزش زنان نبوده و گروه‌های هدف آن کودکان و نوجوانان، سالمندان و کارگران و کارمندان را هم شامل می‌شود. این برنامه، برای کارزار خود،  پیام «مرد نیم ساعته» و «زن نیم ساعته» را انتخاب کرده است تا نشان دهد که نیم ساعت ورزش در روز لازم است و اثر بزرگی روی سلامت فرد دارد.
مجریان این برنامه که ائتلافی بزرگ با حضور بیش از 300 سازمان دولتی، غیردولتی و خصوصی از حوزه‌های مختلف مثل بهداشت و سلامت، آموزش و پرورش و ورزش را تشکیل داده‌اند، پیام کارزار خود را همه جا از جمله مترو، استادیوم‌ها و حتی روی قبض برق پخش کرده‌‌اند و البته جالب‌تر این‌که برای این کار هزینه خاصی پرداخت ننموده و تنها از نفوذ و رایزنی با مقامات مسئول در این حوزه‌ها استفاده کرده‌اند. شاخصی که این برنامه برای موفقیت خود تعیین کرده است این است که سطح دانش مردم منطقه در عرض ده سال 50 درصد بیشتر شده و به طبع آن سطح فعالیت فیزیکی جامعه هدف در طول ده سال 20 درصد افزایش پیدا کند. واژه «آگیتا» در زبان پرتغالی به معنای «بدن را حرکت بده» است. این پروژه ائتلافی از هر یک از سازمان‌هایی که عضو آن هستند برای برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و پیاده‌سازی فعالیت‌ها و گسترش پیام خود در میان جوامع محلی استفاده کرده است و هر یک از اعضای ائتلاف مسئولیت بخشی از پروژه را به عهده دارند.

رویدادها و برنامه‌های جمعی
یکی از ابزارهای رایج در پروژه‌های ترویج و حمایت‌گری برای حساس‌سازی و افزایش آگاهی روی حوزه‌های مختلف، برگزاری رویدادهای جمعی است. این رویداد می‌تواند یک کنفرانس باشد که توسط سازمان‌های غیردولتی و یا دولتی برگزار شده است و یا یک پیاده‌روی جمعی، دوچرخه‌سواری و یا ماراتون جمعی و...‌. مثلاْ هر ساله در ماه اکتبر که ماه آگاه‌سازی درباره سرطان سینه است، در کشورهای مختلف دنیا راهپیمایی‌های گسترده‌ای با پلاکاردهای مرتبط با سرطان سینه انجام می‌گیرد.
از آنجایی که بسیاری از این رویدادها تحرک فیزیکی دارند، می‌توانند به تنهایی و بدون این که حامل پیام دیگری باشند، خود تحرک فیزیکی و ورزش را ترویج دهند. در همین راستا، در سال 2005 دو سازمان غیردولتی پاکستانی یک مینی-ماراتون در شهر لاهور و با هدف افزایش مشارکت زنان در ورزش برگزار کردند که در آن بیش از 500  زن و مرد میان‌سال شرکت نمودند.
به علاوه برنامه‌های دسته‌جمعی در محیط کاری نیز می‌تواند در فرهنگ‌سازی و درونی کردن عادت ورزش کردن موثر باشد. برای مثال، در سال 1386 روابط عمومی دانشگاه علوم پزشكی تهران اعلام کرد که برای كاركنان و اعضای هيأت علمی خود، برنامه ورزش صبحگاهی با حضور مربيان مجرب برگزار می‌كند. براساس یک گزارش در این‌باره، مديريت تربيت بدنی دانشگاه، روزهای زوج هر هفته به مدت 45 دقیقه ورزش صبحگاهی ويژه آقايان و بانوان را در ضلع جنوبی پارک لاله با حضور مربيان مجرب فدراسيون آمادگی جسمانی و ايروبيک ايران برگزار می‌نمايد. برنامه‌هایی از این دست می‌توانند حتی با پیشنهاد ساده یکی از کارمندان آغاز شوند اما در نهایت با استمرار عمل، نه تنها سلامت این گروه بهبود می‌یابد بلکه فرهنگی سازنده در محیط کاری ترویج پیدا کرده و نهادینه می‌شود.

رسانه‌های جمعی
تحقیقات نشان داده‌ است که نقش رسانه‌های جمعی برای فرهنگ‌سازی و افزایش آگاهی عمومی بسیار مهم است و البته در میان رسانه‌های گروهی، رادیو و تلویزیون به دلیل گستره نفوذشان در بین مردم، برای تشویق زنان و ایجاد انگیزه در آن‌ها برای ورزش و در نهایت، فرهنگ‌سازی در این حیطه، اهمیت دو چندان دارند. این رسانه‌ها برای ترویج ورزش بین زنان می‌توانند از تاثیرات مثبت آن گفته و سعی بر نفی آداب و رسوم محدود‌کننده ورزش زنان داشته باشند. گنجاندن برنامه‌های ورزش بانوان در شبکه‌های ملی و استانی کشور هم می‌تواند اثر قابل توجهی روی ترویج فرهنگ‌ ورزش در میان زنان ایرانی داشته باشد.

ابتکارات اجتماعی در جوامع محلی و فرهنگ‌سازی
یکی از روش‌های ترویج ورزش و فرهنگ‌سازی در این خصوص، شروع برنامه‌های ورزشی در محله است. سالانه فعالیت‌های بسیاری در سطح محله‌های مختلف شهرهای بزرگ و کوچک برای ترویج ورزش همگانی اتفاق می‌افتد. می‌توانید با مروری گذرا بر تارنمای محله یا شهرداری خود از این رویدادها و امکانات مربوطه خبردار شوید. اگر چنین فعالیتی در محله شما وجود نداشت، شما می‌توانید آن را شروع کنید؛ برای مثال، در پارک محل هر روز سر یک ساعت مشخص ورزش کنید. برای تاثیرگذاری بیشتر، می‌توانید مسجد محل را نیز با خود همراه کنید تا همراهان مسجد نیز برای ترویج ورزش با شما همراه شوند.
نمونه‌ای از این دست فعالیت‌ها، «کانون ورزش‌های پارک و خیابانی محله درختی تهران» است که با هدف ترویج ورزش تشکیل شده است.

زنان و ورزش در اسلام
بسیاری از کارشناسان معتقدند که اسلام نه تنها مانعی برای ورزش زنان نمی‌بیند، بلکه در بسیاری موارد آنان را تشویق به ورزش نیز ‌می‌نماید و از این گفتمان با روایت احادیث و نقل و قول‌های پیامبر و امامان حمایت می‌کنند.
خدیجه صفری ورزشکار انگلیسی که دارای کمربند مشکلی در تکواندو و موی تای است و در دیگر ورزش‌های رزمی مانند کیک باکسینگ هم تبحر دارد، پس از این که از دین مسحیت به اسلام می‌گراید، دست از فعالیت‌های ورزشی خود نکشیده و بلکه به ترویج ورزش زنان نیز می‌پردازد. او پس از گرایش به اسلام، یک باشگاه ورزشی ویژه ورزش‌های رزمی برای زنان تاسیس کرد.

گسترش امکانات ورزشی برای زنان به منظور ترویج ورزش در میان آن‌ها
در بسیاری از تحقیقات و گزارش‌های موجود درباره ورزش زنان، نبود‌ِ امکانات کافی، یکی از عوامل مهم محدود‌کننده ورزش زنان به شمار آمده است. تعداد بسیاری از مدیران زن تربیت بدنی کشور افزایش منابع مالی و امکانات را اولویت اول ورزش زنان می‌بینند. زنان در کشورهای اسلامی برای ورزش نیازمند امکانات اختصاصی و مکانی مستقل هستند و به همین دلیل، بودجه و امکانات ورزشی نقش بسیار مهمی در ترویج ورزش زنان در ایران ایفا می‌کند. بسیاری از کارشناسان و مسئولین این حوزه بر این باورند که بودجه بسیار بیشتری از بودجه فعلی باید به ورزش زنان تعلق گیرد. در حال حاضر بودجه ورزش زنان حداکثر 30 درصد از کل بودجه اختصاصی به امر ورزش است.

قانون‌گذاری و ترویج ورزش زنان
همان طور که گفتیم، تخصیص بودجه و دیگر سیاست‌های حمایتی، نقشی کلیدی در ترویج ورزش زنان دارد. به همین دلیل، نقش قانون و قانون‌گذاران و به تبع آن ترویج‌گران این حوزه بسیار مهم است. سیاست‌های حمایتی ملی و محلی یکی از ابزارهای مناسب ترویج در هر حوزه‌ای از جمله ورزش محسوب ‌می‌شود.
به عنوان مثال، «قانون ورزش» در مجارستان توسط پارلمان این کشور در دسامبر سال 2000 تصویب شد تا اطمینان حاصل شود که فرصت‌های ورزشی در کشور برای زنان و مردان و دختران و پسران مساوی باشد. طبق این قانون، تمامی سازمان‌های ورزشی، بنیادها، فدارسیون‌ها و کمیته‌های مربوط به ورزش و تربیت بدنی، باید مشارکت زنان را در ورزش تا  چهار سال آینده 35 درصد افزایش دهند.
خبر خوب در مورد کشورمان این که به تازگی، برخی از استان‌های کشور دست به کار سیاست‌گذاری‌ برای ترویج ورزش به ویژه در حوزه زنان شده‌اند. برای مثال، در دی ماه سال 1392 استاندار خوزستان از راه‌اندازی شورای سیاست‌گذاری ورزش در این استان خبر داده است.
ترویج‌گران ورزش زنان می‌توانند با رایزنی و مشاوره با مسئولین مربوطه مانند مسئولین شهرداری و اعضای شورای شهر، نمایندگان مجلس حوزه انتخابیه جامعه هدف، مسئولین وزارت ورزش و جوانان، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، معاونت امور زنان نهاد ریاست جمهوری و یا هر سازمان مربوطه دیگری برای تخصیص بودجه به ورزش زنان اقدام کنند و اختصاص بودجه ویژه ساخت تسهیلات ورزشی برای زنان را در اولویت‌های کار سازمان مربوط قرار دهند. از طریق این فعالیتها، ترویج‌گران می‌توانند با اثرگذاری روی تصمیم‌گیرندگان و سیاست‌گذاران، یک پروژه ترویج و حمایت‌گری موفق را در حوزه ورزش زنان رقم بزنند.

تهیه و تدوین: مدرسه پرتو

منبع ۱، منبع ۲، منبع ۳، منبع ۴، منبع ۵، منبع ۶، منبع ۷، منبع ۸، منبع ۹، منبع ۱۰، منبع ۱۱
منبع ۱۲، منبع ۱۳، منبع ۱۴، منبع ۱۵، منبع ۱۶، منبع ۱۷، منبع ۱۸، منبع ۱۹، منبع ۲۰، منبع ۲۱، منبع ۲۲