روز جهانی زن؛ موضوع امسال زنان در دنیای کار

 

موضوع اصلی روز جهانی زنان امسال (8 مارچ) «زنان در عرصه تحول  دنیای کار: دنیای 50-50 (برابر) تا سال 2030» است.

معنای کار و دست‌رسی به آن به دلیل روند‌ جهانی شدن اقتصاد‌ها و پیشرفت‌های تکنولوژیک،  در حال دگرگونی است. این دگرگونی می‌تواند مجالی تازه برای بهبود وضعیت کاری و اقتصادی فراهم کند. اما  در عین حال این روند‌ می‌تواند باعث غیر رسمی شدن ساختار کار  و در نتیجه افزایش اختلاف درآمد و بحران‌های اجتماعی و سیاسی هم شوند.

هم‌زمان با این تغییرات چشم‌گیر باید در نظر داشت که در حال حاضر فقط  پنجاه درصد زنانی که در سن اشتغال هستند، به دلیل تبعیض در زمینه‌های مختلف از جمله مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، می‌توانند به طور فعال به عنوان نیروی کار حضور داشته باشند (این رقم در مردان 76 درصد است). این دلایل تبعیض‌آمیز همچنین باعث می‌شوند که اکثریت زنان فقط در قسمت غیر رسمی اقتصاد – مانند کارهای خانگی و کارهای کم درآمد دیگر که هیچ‌گونه پشتیبانی اجتماعی ندارند - شاغل باشند.  

قصد سازمان ملل برای انتخاب موضوع «دنیای 50-50» آگاه‌سازی و افزایش تلاش‌ها برای رسیدن به برابری در عرصه کاری بین زنان و مردان قبل از سال 2030 میلادی (1409 شمسی) است. در بیانیه‌ی مدیر عامل امور زنان سازمان ملل، خانم ملامبو اِنگ‌کوکا  آمده است: «ما می‌خواهیم  دنیای متفاوتی برای کار زنان ایجاد کنیم. می‌خواهیم دختران را به حرفه‌های مختلف معرفی کنیم و آنها را تشویق کنیم به یافتن شغل‌هایی در زمینه‌های غیر سنتی  مانند کارهای صنعتی، دولتی، هنری، علمی و کشاورزی مدرن.»

دست‌رسی دختران به منابع تحصیلی برای اقتصاد مدرن سودمند و مهم است که دختران را برای دست‌یابی به علومی مانند ریاضی، برنامه‌ریزی کامپیوتری، مهندسی و ... تشویق کنیم. چرا که در حال حاضر فقط 25% نیروی کاری صنایع دیجیتال زن هستند.

خانم ملامبو اِنگ‌کوکا اضافه کرده که «این تغییرات را باید از اوایل دوران تحصیلی شروع کنیم که تفکر تبعیض‌آمیز هنوز هیچ جایگاهی در زندگی این دختران ندارد.» اما این فرایند نیاز به تغییرات گسترده‌ای در جامعه دارد، ازجمله تحول در دیدگاه خانواده‌ها درباره نقش دختران، زمان مناسب برای ازدواج، تحصیل دختران و مبارزه با کلیشه‌های آسیب‌آور جنسیتی و انواع خشونت‌ها.

 

اشتغال زنان و رشد اقتصادی جهانی

برابری در محیط کاری نیاز به سیاست‌‌گذاری هدفمند توسط دولت‌ها و گروه‌های کاری برای گسترش حضور زنان در بخش‌های مختلف اقتصادی دارد که بر اساس تحقیقات سازمان ملل می‌تواند باعث رشد 12$ تریلیاردی در تولید ناخالص جهانی در ده سال آینده شود. چالش مهم در این راستا، مبارزه با تبعیض جنسیتی در محیط کار است که ریشه خیلی از مشکلات اقتصادی است که زنان در سراسر دنیا با آن مواجه می‌شوند. به عنوان مثال، حتی در کشور پیشرفته‌ای مانند آمریکا زنان، بر اساس محل سکونت، بین 23-40 در صد کمتر از مردها برای انجام کار مشابه درآمد دارند.

در شغل‌های سنتی زنان هم باید پشتیبانی اجتماعی و اقتصادی را گسترش داد که این حرفه‌های غیر رسمی ساختار قانونی برای محافظت از حقوق بشر و و حقوق مادی زنان پیدا کنند. سیاست‌های اقتصاد کلان می‌توانند باعث ارتقا یافتن فرصت‌های اقتصادی تازه برای 770 میلیون زنی که در سراسر دنیا در فقر شدید زندگی می‌کنند، شود.

و بالاخره، مرد‌ها باید مسئولیت بیشتری در گرداندن امور خانگی مانند نگه‌داری از بچه‌ها به عهده بگیرند. چنین تحولی هم به تغییر در دیدگاه سنتی درباره نقش زن و مرد در خانواده  نیاز دارد و هم به تغییرات قانونی برای تسهیل فراگیری این نقش‌های تازه. مثلا، ترویج مرخصی زایمان برای مردها نه تنها باعث ایجاد روابط قوی‌تری بین پدرها و فرزندانشان می‌شود، بلکه اجازه ‌می‌دهد زنان بتوانند زودتر به شغل خود برگردند از عقب‌ماندگی آن‌ها در زمینه کاری  جلوگیری می‌شود.  

 

 

نظرات

خوشبختانه با تصمیمی که در سازمان ملل گرفته شده می توان امیدوار بود که تفاوت وتبعیض جنسیتی جای خود را به برابری جنسیتی خواهد داد کاش بشود امیدوار بود برای زنان با بیماریهای خاص وناتوانی های خاص بویزه زنان مبتلا به ایدز نیز این بستر فراهم شود و آنها نیز از این امر مستثنی نباشند زنان ودختران بی گناهی که عامل بیماری انها مردی بوده که هرجند خود اونیز قربانی نااگاهی شده بلکه همسر وفرزندان خود رانیز قربانی کرده است واین شرایط بالطبع برای دختران مبتلا به مراتب سختتر خواهد بود زیرا علاوه برچالشهایی که در جامعه با ان مواجه هستندبلکه ازداوج آنهانیز باچالش بزرگتری روبرو خواهدبود....

با خوندن این متن و یادآوری اعداد و ارقام، چنتا سوال اساسی و سوال درست برام مطرح شد که دوست دارم با شما هم در میون بگذارم:

چرا باید زنان رو به بودن به چیزی که شاخص برابری با ذهن چند انسان ( ولو متخصص ) تعیین کرده که بایستی بهش رسید، تشویق کرد؟

اگر به این اعداد و برابری رقمی برسیم چی میشه؟

آیا برابری مساوی با عدالته؟

دنیا برابری می‌خواد و یا عدالت؟

به نظر می‌رسه، روح زنانه‌ی دنیا و آدم‌ها که بخشی از این اکوسیستم و دنیا هستند باید احیا و بازیابی بشه و اونوقت هر کسی خودش اینقدر توی حرمت به خویشتن و نگرش برابری می‌ره که نیازی به این همه تلاش برای رسیدن به نتیجه و موفقیت که نظام سرمایه داری به همه دیکته کرده و می‌کنه نباشه.

نمی‌دونم چند نفر حاضر میشن که عمق و اهمیت صحبت‌های من رو درک کنن، اما بعد از چند سال تلاش مستمر و حرفه‌ای در این حوزه به این نتیجه رسیدم که ما در جهانی که اسم کاملش هست: "جهانِ هستی" و "جهان آفرینش" ، قدرت خلق کردن رو از آدم ها گرفتیم و با چپوندنِ مفاهیم قلابی و دست چندمی از جنس "نتیجه" و "دستاورد" سعی داریم که جبرانش کنیم.

مگر میشه انسانی "فرآیند" رو درک نکنه و در ایجاد و تولید و شکستش نقشی نداشته باشه و به درک درستی از برابری برسه؟!

مگر میشه معیار خوشبختی و برابری از بیرون برای ما تعریف بشه و ما مسیری جز صدای حقیقی درون رو پیگیری کنیم و به پایداری در برابری و عدالت برسیم؟!

مگر میشه دنیا رو با عدالت مردانه که برای همه یک نسخه‌ی واحد می‌پیچه دید و در حالی که هر انسانی اثری منحصر به فرده رو در این قالب تنگ و ترش جا داد و براش عدد تعیین کرد و به همه گفت بدوید که هرچه سریع تر به نتیجه‌ای که من تعریف کردم برسید و انتظار داشت که نیمی از آفریننده های دنیا یعنی زنان حالشون خوب باشه و حال خوبشون پایدار بمونه و دنیا رو قشنگ تر کنن؟!!

زنانگی چیزی بیش از مونث بودن است، زنانگی روح عالم است و تنها راه ممکن، منطقی، شدنی و پنهان شده برای تحقق، فهم و زیستِ عدالت و برابری چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی، احیای عدالت زنانه در تک تکِ انسان‌ها فارغ از جنس آن‌هاست.
تنها در این صورت است که می‌توانیم با خیال راحت راجع به توسعه، پایداری، برابری، صلح، حال خوب و دغدغه‌های ارزشمند انسانی صحبت کنیم و امیدوار باشیم که لمسش کنیم و با چشم جان و چشم سر ببینیم و نسلی سالم تر پرورش دهیم.

نور باشید و نو.

برابری جنسیتی وموضوعاتی ازاین قبیل راشاید نتوان درست فهمید ویا باشرایط واقعی زنان درجوامع مختلف سنجید .
ومن فکرمیکنم هرچه این شعارها بیشترمی شود خشونت وبدبینی نسبت به زنان بیشتر می شود وحتی این گونه حرف وکلام ها ازسوی مازنان نیز پذیرفتنی نیست .
درسال های اخیر اغلب زنان می بایست مسئولیت های مختلفی رابردوش بگیرند وشاید نوع کارزنان تغییر یافته وکارهایی انجام می دهند که باروحیه وفطرت زنانه اشان سازگارنیست وناچار میشوند که درخانه ونقش خانه داری نیز زنی خوب ومهربان باشند .
ومسئله ی مهم تراین که حتی مدیریت خرج کردن پولی را که به چرخه ی اقتصادی خانواده وارد می کنند ندارند .
بهرحال ما زنان دردوران گذربه سرمی بریم وبهتراست امیدوارباشیم درآینده سرمایه ی اجتماعی بالاتری داشته باشیم ودرعرصه های مختلف فرهنگی واجتماعی جایگاه شایسته ی خویش راپیداکنیم