چطور داستان‌ شخصی خود را ابزار ترویج کنیم

یک داستان واقعی و ساده قدرتی در خود دارد که می‌تواند مردم را به همذات‌پنداری و همراهی وادارد؛ همین نیروی نهفته در داستان‌گویی است که آن را به ابزار قدرتمندی در دست ترویج‌گران تبدیل کرده است.

مارلین، ۶۸ سال دارد و ساکن شهر نیویورک آمریکا است. او زمانی که تنها ۱۵ سال داشت سیگار کشیدن را آغاز کرد و بر اثر عوارض آن در سن ۵۶ سالگی کم‌کم بینایی‌ خود را از دست داد. او در ویدیویی در حالی که بر روی صندلی دکتر نشسته و گیره‌ای چشمش را باز نگه‌ داشته تا دکتر آمپول چشمش را بزند، خطاب به جوانان سیگاری می‌گوید «خواهش می‌کنم مثل من نشوید.»
این پروژه ترویجی، یکی از موفق‌ترین کارزارهای رسانه‌ای در مبارزه با اعتیاد به سیگار و تنباکو در ایالات متحده بوده‌ است. کارزار «خواهش می‌کنم مثل من نشو» راوی داستان‌های واقعی افرادی است که سیگاری بوده‌‌اند و این روزها با عواقب آن دست و پنجه نرم می‌کنند. داستان‌ها، عکس‌ها و ویدیوهای این کارزار بسیار تکان‌ دهنده است و تخمین زده می‌شود که در نتیجه این کارزار بیش از ۱۰۰،۰۰۰ نفر سیگار‌کشیدن را ترک کرده‌اند.

در اینفوگرافیک زیر چکیده‌ای از ابعاد اهمیت داستان‌گویی در فعالیت ترویجی و نحوه ساخت داستان‌های رفتارساز را مشاهده کنید.

 

نظرات